عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 42

عوارف المعارف ( فارسى )

آمده . ( ص 97 ) كيفيّت نشاندن اشعار در تجاويف كتاب - مترجم ، مقصود خود را از آوردن اشعار چنين بيان مىكند : از بهر تثبيت تقرير كلمات بزرگان را - قدّس اللّه ارواحهم - اشعارى چند ، كه نتيجهء انفاس نامداران عصر بود ، بر سبيل استشهاد تضمين كرد ، به وثوق آنكه هيچ تقصيرى و زيانى و تبديلى و نقصانى نياورد . ( ص 2 ) وى حقا به وعدهء خود وفا كرده و با به كار گرفتن اشعار ، علاوه بر آنكه بر محسّنات ادبى اثرش افزوده ، صدها بيت از اشعار خوب فارسى را از گزند فراموشى و تلف حفظ كرده است . اينك نمونه‌هايى از نحوهء كاربرد اشعار در ضمن ترجمه : گاهى مطالب نثر را به نظم توجيه و تأكيد كرده است : من آن ناصح بيم‌كننده‌ام كه شما را از غفلت بر حذر مىدارم . . . بشتابيد و غافل‌وار عمر عزيز در پى لذّات و شهوات دنيا صرف مكنيد . شعر : غافل مشو كه عمرى زين تازه‌تر نيابى * دادش بده كه چون شد عمرى دگر نيابى ( ص 6 ) نيز : فاهم مواعظ قرآن دلى باشد كه از پردهء خون بيرون آمده باشد و مشاهد عالم ملكوت و جبروت شده ، محلّ الهامات غيبى صافى كرده و از ما سوى اللّه خالى گردانيد ، و در تيار بحار شهود مستغرق شده . شيخ تاج الدّين - قد - گفته است در اين معنى ، شعر : اى خوشا احوال درويشان كِشان * از گمان اندر عيان افكنده‌اى رسته از زخم تفاريق حدوث * در شهود صِرفشان افكنده‌اى ( ص 10 ) گاهى نثر ترجمه را به ابيات فارسى و عربى مزيّن و موجّه ساخته است : لذّتى از شوق دل به نفس مرتاض رسد نسمات لطف احديّت آن لذّت ببويد ، فرياد بر آورد كه شعر : اشمّ منك نسيما لست اعرفه * أظنّ لمياء جرّت فيك اردانا اى نام تو آرام كسى و ان كس من * يادِ خوش تو دام كسى و ان كسى من 122 . ( ص 14 )